قیف فروش چیست و چگونه آن را ایجاد کنیم؟

آخرین بروزرسانی: 11 تیر 1405 | زمان خواندن: 17 دقیقه
⭐ امتیاز 4.8 از 5 (23 رأی)
اگر قیف فروش را در CRM مدیریت کنید، پیگیری‌ها منظم‌تر می‌شود، فرصت‌های مهم از دست نمی‌روند و مدیر فروش می‌تواند بر اساس داده، نه حدس، تصمیم بگیرد.

یک قیف فروش مسیری را که مشتریان بالقوه شما برای تبدیل شدن به مشتری طی می کنند، منعکس می کند و مراحل مجزای سفر مشتری، از اولین تماس تا بسته شدن معامله را توصیف می کند.

یک قیف فروش با تعداد زیادی از خریداران بالقوه در بالا شروع می شود و بر اساس معیارهای خاصی، این مجموعه از خریداران بالقوه به تعداد کمتری از مشتریان بالقوه کاهش می یابد.

این یک فرآیند کاملا تعریف شده برای مدل کردن نحوه بستن معاملات بیشتر است و به تیم های فروش آماری را در مورد اندازه و تعداد معاملات مورد نیاز نشان می دهد تا برای فراتر رفتن فروش از آن استفاده کنند.

اگر قیف فروش نداشته باشید، فروش بیشتر به حدس، پیگیری‌های پراکنده و تجربه فردی فروشندگان وابسته می‌شود. اما وقتی قیف فروش طراحی و در CRM ثبت شود، می‌توانید تمام فرصت‌های فروش را مرحله‌به‌مرحله مدیریت کنید.

قیف فروش چیست؟

قیف فروش یک مدل مرحله‌ای برای مدیریت مسیر خرید مشتری است. در بالای قیف، افراد زیادی ممکن است با برند شما آشنا شوند؛ اما همه آن‌ها خرید نمی‌کنند. برخی فقط محتوا را می‌خوانند، برخی فرم پر می‌کنند، برخی با تیم فروش صحبت می‌کنند، برخی پیشنهاد قیمت می‌گیرند و در نهایت بخشی از آن‌ها خرید می‌کنند.

به همین دلیل به این مدل «قیف» گفته می‌شود؛ چون در هر مرحله، تعداد افراد کمتر اما کیفیت آن‌ها بیشتر می‌شود.

فرض کنید ۱۰۰۰ نفر وارد سایت شما می‌شوند. از این تعداد، ۱۰۰ نفر فرم مشاوره را پر می‌کنند. از این ۱۰۰ نفر، ۴۰ نفر واجد شرایط هستند. از این ۴۰ نفر، ۲۰ نفر جلسه فروش برگزار می‌کنند. از این ۲۰ نفر، ۸ نفر پیشنهاد قیمت دریافت می‌کنند و در نهایت ۳ نفر خرید می‌کنند.

این مسیر همان قیف فروش است.

در نرم افزار CRM، می‌توانید هرکدام از این افراد را در مرحله مناسب قرار دهید و ببینید کدام فرصت‌ها باید سریع‌تر پیگیری شوند.

قیف فروش یا sales funnel

چرا قیف فروش مهم است؟

قیف فروش فقط یک نمودار زیبا نیست. این مدل به شما کمک می‌کند فروش را قابل اندازه‌گیری، قابل مدیریت و قابل بهبود کنید.

  • مسیر خرید مشتری را شفاف می‌کند.
  • پیگیری سرنخ‌ها را منظم‌تر می‌کند.
  • به تیم فروش کمک می‌کند فرصت‌های مهم را اولویت‌بندی کند.
  • نشان می‌دهد در کدام مرحله بیشترین ریزش اتفاق می‌افتد.
  • به مدیر فروش دید دقیق‌تری از وضعیت درآمد آینده می‌دهد.
  • هماهنگی بین بازاریابی و فروش را بهتر می‌کند.
  • باعث می‌شود تصمیم‌گیری بر اساس داده انجام شود، نه حدس.

بدون قیف فروش، ممکن است تیم فروش فقط بداند «چند مشتری داریم»، اما نداند چند فرصت در مرحله مذاکره است، چند پیشنهاد قیمت ارسال شده و کدام سرنخ‌ها آماده خرید هستند.

مراحل قیف فروش

مراحل قیف فروش ممکن است بر اساس نوع کسب و کار متفاوت باشد، اما بیشتر قیف‌ها چند مرحله اصلی دارند. در ادامه، یک مدل کاربردی و قابل استفاده برای بیشتر کسب‌وکارها را می‌بینید.

۱. آگاهی

در این مرحله، مخاطب برای اولین بار با برند، محصول یا خدمت شما آشنا می‌شود. ممکن است از طریق گوگل، شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات، معرفی دیگران، نمایشگاه یا محتوای آموزشی شما را پیدا کند.

هدف این مرحله فروش مستقیم نیست؛ هدف این است که مخاطب متوجه شود شما وجود دارید و می‌توانید به حل مشکل او کمک کنید.

مثلا کاربر در گوگل جستجو می‌کند: «نرم افزار سی ار ام چیست؟» و وارد مقاله شما می‌شود. او هنوز آماده خرید نیست و جایگاهش در بالای قیف فروش شما است.

۲. علاقه‌مندی

در این مرحله، مخاطب فقط شما را نمی‌شناسد؛ بلکه شروع می‌کند به توجه بیشتر. ممکن است چند مقاله بخواند، صفحه محصول را ببیند، ویدئو تماشا کند یا در خبرنامه ثبتنام کند.

هدف این مرحله ایجاد اعتماد و نشان دادن ارزش پیشنهادی است.

۳. ارزیابی و بررسی

در این مرحله، مخاطب به‌صورت جدی‌تر گزینه‌ها را مقایسه می‌کند. ممکن است قیمت‌ها را بررسی کند، دمو بگیرد، با تیم فروش تماس بگیرد یا بین شما و رقبایتان مقایسه انجام دهد.

اینجا باید پاسخ‌های دقیق، شفاف و قابل اعتماد ارائه شود.

۴. تصمیم‌گیری

در این مرحله، مشتری بالقوه نزدیک به خرید است. معمولا سؤال‌هایی درباره قیمت، شرایط پرداخت، پشتیبانی، زمان اجرا، ضمانت، آموزش یا جزئیات فنی دارد.

تیم فروش باید سریع، دقیق و متناسب با نیاز مشتری پاسخ دهد.

۵. اقدام یا خرید

در این مرحله، مشتری خرید می‌کند، قرارداد می‌بندد، ثبت‌نام می‌کند یا سفارش نهایی را انجام می‌دهد. اما کار شما اینجا تمام نمی‌شود.

اگر تجربه خرید و شروع همکاری خوب نباشد، احتمال تکرار خرید و وفاداری کم می‌شود.

۶. حفظ مشتری و فروش مجدد

در قیف فروش مدرن، فروش پایان مسیر نیست. بعد از خرید باید روی آموزش، پشتیبانی، رضایت، تمدید قرارداد، فروش مکمل و وفادارسازی کار کنید.

مرحله حفظ مشتری برای کسب‌وکارهای B2B، نرم‌افزارهای اشتراکی، خدماتی و سازمانی بسیار مهم است.

نمای تعاملی قیف فروش
مراحل قیف فروش از آشنایی تا خرید

روی هر بخش از قیف کلیک کنید تا یک مثال واقعی از همان مرحله را ببینید.

مرحله ۱: آگاهی

مثال: مخاطب در گوگل عبارت «CRM چیست؟» یا «نرم افزار مدیریت فروش» را جستجو می‌کند و وارد مقاله سایت شما می‌شود.

تفاوت قیف بازاریابی و قیف فروش

قیف بازاریابی و قیف فروش به هم مرتبط‌اند، اما یکسان نیستند. قیف بازاریابی بیشتر روی جذب مخاطب، ایجاد آگاهی، آموزش و تبدیل بازدیدکننده به سرنخ تمرکز دارد. قیف فروش بیشتر روی تبدیل سرنخ‌های واجد شرایط به مشتری واقعی تمرکز می‌کند.

قیف بازاریابی مخاطب را جذب و آماده می‌کند. اما قیف فروش سرنخ آماده‌تر را پیگیری و به مشتری تبدیل می‌کند.

در عمل، این دو قیف باید به هم وصل باشند. اگر بازاریابی لید زیاد تولید کند اما کیفیت لیدها پایین باشد، تیم فروش زمان زیادی را از دست می‌دهد. اگر تیم فروش بازخورد ندهد، بازاریابی نمی‌فهمد کدام کانال‌ها لیدهای بهتری تولید می‌کنند.

تفاوت قیف فروش و کاریز فروش چیست؟

قیف فروش معمولا مسیر مشتری را نشان می‌دهد؛ یعنی مشتری از آگاهی تا خرید چه مراحلی را طی می‌کند. اما کاریز فروش یا Sales Pipeline بیشتر از نگاه تیم فروش طراحی می‌شود؛ یعنی فروشنده چه اقداماتی انجام می‌دهد تا یک فرصت به فروش تبدیل شود.

در قیف فروش، ممکن است مرحله‌ای به نام «ارزیابی» داشته باشید. این مرحله از نگاه مشتری است؛ یعنی مشتری در حال مقایسه شما با گزینه‌های دیگر است.

اما در کاریز فروش، همین بخش ممکن است به مراحل عملیاتی مثل «جلسه دمو»، «ارسال پیشنهاد قیمت»، «پیگیری پیشنهاد» و «مذاکره قرارداد» تقسیم شود.

برای مدیریت حرفه‌ای فروش، بهتر است هر دو را داشته باشید:

  • قیف فروش برای فهم مسیر مشتری
  • کاریز فروش برای مدیریت فعالیت‌های تیم فروش در CRM

انواع قیف فروش

قیف فروش فقط یک مدل ثابت ندارد. بسته به نوع کسب‌وکار، محصول، کانال فروش و رفتار مشتری، می‌توان انواع مختلفی از قیف فروش طراحی کرد.

۱. قیف فروش B2B

در فروش B2B، مشتری یک شرکت یا سازمان است. تصمیم‌گیری معمولا طولانی‌تر است و چند نفر در خرید نقش دارند؛ مثل مدیرعامل، مدیر مالی، مدیر خرید یا مدیر فنی.

مراحل رایج قیف فروش B2B:

  • جذب لید
  • ارزیابی اولیه
  • تماس یا جلسه نیازسنجی
  • ارائه دمو یا پیشنهاد
  • مذاکره
  • ارسال پیش‌فاکتور یا قرارداد
  • تأیید نهایی
  • خرید یا عقد قرارداد
  • تمدید و فروش مجدد

در این مدل، CRM نقش مهمی دارد چون باید چند مخاطب، چند جلسه، چند پیگیری و چند مرحله تصمیم‌گیری را مدیریت کند.

۲. قیف فروش B2C

در فروش B2C، مشتری مصرف‌کننده نهایی است. مسیر تصمیم‌گیری معمولا کوتاه‌تر است و احساس، قیمت، تجربه کاربری، پیشنهاد ویژه و اعتماد نقش زیادی دارد.

یک کاربر از طریق تبلیغ وارد صفحه محصول می‌شود، نظرات مشتریان را می‌خواند، کد تخفیف دریافت می‌کند و خرید را انجام می‌دهد.

۳. قیف فروش اینترنتی

این نوع قیف برای فروشگاه‌های آنلاین، سایت‌های خدماتی و کسب‌وکارهای دیجیتال مهم است.

  • جذب ترافیک از گوگل یا تبلیغات
  • ورود به صفحه فرود
  • مشاهده محصول یا پیشنهاد
  • اضافه کردن به سبد خرید یا ثبت فرم
  • پرداخت یا درخواست
  • مشاوره
  • پیگیری بعد از خرید

در این قیف، نرخ تبدیل صفحات، سرعت سایت، متن CTA، اعتمادسازی و تجربه کاربری اهمیت زیادی دارد.

۴. قیف فروش تلفنی

در این مدل، تماس تلفنی نقش اصلی دارد. معمولا برای فروش خدمات، بیمه، آموزش، نرم‌افزار، مشاوره یا فروش B2B استفاده می‌شود.

  • مراحل رایج
  • دریافت لید
  • تماس اولیه
  • تشخیص نیاز
  • معرفی راه‌حل
  • ارسال اطلاعات یا پیشنهاد
  • تماس پیگیری
  • بستن فروش

در این مدل، ثبت تماس‌ها، نتیجه مکالمه و زمان پیگیری بعدی در CRM بسیار مهم است.

۵. قیف فروش مبتنی بر محتوا

در این مدل، محتوا نقش اصلی در جذب و پرورش مشتری دارد. مخاطب ابتدا مقاله، ویدئو، فایل آموزشی یا وبینار را می‌بیند و به‌تدریج به برند اعتماد می‌کند.

این قیف برای کسب و کارهای آموزشی، نرم افزاری، مشاوره‌ای و B2B بسیار مناسب است.

مراحل قیف فروش

چگونه قیف فروش بسازیم؟

برای ساخت قیف فروش، لازم نیست از ابتدا ساختار پیچیده‌ای طراحی کنید. بهتر است با یک مدل ساده شروع کنید و بعد بر اساس داده‌ها آن را بهینه کنید.

۱. مشتری هدف را دقیق تعریف کنید

اولین قدم این است که بدانید قرار است چه کسی وارد قیف شما شود. اگر مخاطب هدف را نشناسید، پیام بازاریابی، پیشنهاد فروش و مراحل قیف دقیق نخواهد بود.

از خودتان بپرسید:

  1. مشتری ایده‌آل ما کیست؟
    چه مشکلی دارد؟
  2. چرا باید به راه‌حل ما علاقه‌مند شود؟
  3. چه چیزی او را از خرید منصرف می‌کند؟
  4. چه کسی در تصمیم‌گیری نقش دارد؟

۲. مشکل اصلی مشتری را مشخص کنید

قیف فروش موفق از مشکل مشتری شروع می‌شود، نه از محصول شما. مشتری زمانی وارد مسیر خرید می‌شود که احساس کند مشکلی دارد و راه‌حل شما می‌تواند به او کمک کند.

۳. مراحل واقعی مسیر خرید را بنویسید

مسیر خرید مشتری را بر اساس واقعیت کسب‌وکارتان طراحی کنید. برای مثال، در فروش نرم‌افزار CRM ممکن است مسیر این‌طور باشد:

  • خواندن مقاله آموزشی
  • مشاهده صفحه امکانات
  • درخواست دمو
  • جلسه مشاوره
  • بررسی قیمت
  • دریافت پیشنهاد
  • خرید یا ثبت‌نام
  • آموزش و استفاده اولیه

۴. برای هر مرحله اقدام مناسب تعریف کنید

  • مرحله آگاهی: در این مرحله مخاطب هنوز شما را خوب نمی‌شناسد. اقدام مناسب، تولید محتوای آموزشی، مقاله سئو شده، تبلیغات هدفمند، پست شبکه اجتماعی یا ویدئوی کوتاه است.
    مثال: کاربر در گوگل عبارت «قیف فروش چیست؟» را جستجو می‌کند و وارد مقاله سایت شما می‌شود.
  • مرحله علاقه‌مندی: در این مرحله مخاطب به موضوع یا راه‌حل شما علاقه نشان داده است. اقدام مناسب، ارائه محتوای عمیق‌تر، پیشنهاد دانلود راهنما، عضویت در خبرنامه یا معرفی مزایای محصول است.
    مثال: کاربر بعد از خواندن مقاله، صفحه امکانات CRM24 را بررسی می‌کند.
  • مرحله ارزیابی: در این مرحله مخاطب بین چند گزینه در حال مقایسه است. اقدام مناسب، ارائه دمو، مقایسه شفاف امکانات، نمونه مشتریان، مطالعه موردی یا پاسخ به سوالات رایج است.
    مثال: کاربر CRM24 را با چند نرم افزار CRM دیگر مقایسه می‌کند.
  • مرحله تصمیم‌گیری: در این مرحله مخاطب به خرید نزدیک شده، اما هنوز سوال یا تردید دارد. اقدام مناسب، تماس مشاوره، پاسخ به اعتراض‌ها، توضیح شرایط قیمت، آموزش، پشتیبانی و ارائه پیشنهاد مناسب است.
    مثال: کاربر فرم درخواست دمو را پر می‌کند و منتظر تماس تیم فروش می‌ماند.
  • مرحله خرید: در این مرحله باید مسیر خرید تا حد ممکن ساده، شفاف و بدون ابهام باشد. اقدام مناسب، ارسال پیش‌فاکتور، نهایی‌سازی قرارداد، راهنمای پرداخت یا فعال‌سازی حساب کاربری است.
    مثال: مشتری بعد از جلسه دمو، پلن مناسب را انتخاب می‌کند و خرید را انجام می‌دهد.
  • مرحله حفظ مشتری: بعد از خرید، هدف فقط تحویل محصول نیست؛ باید کاری کنید مشتری از خرید خود نتیجه بگیرد. اقدام مناسب، آموزش اولیه، پشتیبانی، پیگیری رضایت، معرفی امکانات تکمیلی و پیشنهاد تمدید یا ارتقا است.
    مثال: تیم پشتیبانی بعد از فعال‌سازی CRM، به مشتری کمک می‌کند اولین سرنخ‌ها و فرصت‌های فروش خود را ثبت کند.

۵. سرنخ‌ها را واجد شرایط کنید

همه لیدها ارزش یکسان ندارند. بعضی فقط کنجکاو هستند، بعضی بودجه ندارند، بعضی هنوز زمان خریدشان نرسیده و بعضی آماده مذاکره‌اند.

برای تشخیص لید باکیفیت، این معیارها را بررسی کنید:

  • نیاز واقعی دارد؟
  • بودجه دارد؟
  • اختیار تصمیم‌گیری دارد؟
  • زمان خرید مشخص دارد؟
  • با مشتری هدف شما هم‌خوانی دارد؟
  • تعامل کافی نشان داده است؟

۶. سرنخ‌ها را پرورش دهید

همه مشتریان در اولین تماس خرید نمی‌کنند. پرورش سرنخ یعنی با ارسال محتوای مناسب، تماس به‌موقع، پاسخ به سوالات و ارائه ارزش، مشتری را برای تصمیم‌گیری آماده کنید.

۷. فرصت‌های فروش را در CRM ثبت کنید

وقتی یک سرنخ جدی شد، باید وارد CRM شود و برای آن فرصت فروش ایجاد شود. در این فرصت باید اطلاعاتی مثل مرحله، ارزش احتمالی معامله، مسئول پیگیری، تاریخ پیگیری بعدی و احتمال موفقیت ثبت شود.

۸. نرخ تبدیل هر مرحله را اندازه‌گیری کنید

قیف فروش بدون اندازه گیری، فقط یک فرضیه است. باید بدانید چند نفر از هر مرحله به مرحله بعد می‌روند:

  • چند بازدیدکننده به لید تبدیل می‌شوند؟
  • چند لید واجد شرایط می‌شوند؟
  • چند لید جلسه برگزار می‌کنند؟
  • چند جلسه به پیشنهاد قیمت می‌رسد؟
  • چند پیشنهاد به خرید تبدیل می‌شود؟

 

KPIهای مهم در قیف فروش

برای بهینه سازی قیف فروش باید شاخص‌های درست را دنبال کنید.

شاخص KPI کاربرد در قیف فروش چرا مهم است؟
تعداد لیدهای ورودی حجم ورودی قیف فروش را نشان می‌دهد. کمک می‌کند بفهمید فعالیت‌های بازاریابی چقدر مخاطب جذب می‌کنند.
نرخ تبدیل لید به فرصت مشخص می‌کند چند لید به فرصت فروش واقعی تبدیل شده‌اند. کیفیت سرنخ‌ها و اثربخشی ارزیابی اولیه را نشان می‌دهد.
نرخ تبدیل فرصت به مشتری نشان می‌دهد چند فرصت فروش در نهایت به خرید یا قرارداد می‌رسند. یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای سنجش عملکرد تیم فروش است.
میانگین زمان چرخه فروش مدت زمان تبدیل یک سرنخ به مشتری را اندازه‌گیری می‌کند. اگر این زمان زیاد باشد، باید مراحل مذاکره و پیگیری بررسی شود.
ارزش کل پایپ‌لاین ارزش مالی فرصت‌های فعال در قیف فروش را نشان می‌دهد. برای پیش‌بینی درآمد آینده و برنامه‌ریزی فروش کاربرد دارد.
نرخ ریزش هر مرحله مشخص می‌کند در کدام مرحله بیشترین تعداد مخاطب از قیف خارج می‌شود. کمک می‌کند نقطه ضعف قیف فروش را سریع‌تر پیدا کنید.
میانگین ارزش هر معامله متوسط ارزش مالی هر خرید یا قرارداد را نشان می‌دهد. برای تحلیل سودآوری مشتریان و هدف‌گذاری فروش مهم است.
منبع لیدهای موفق نشان می‌دهد مشتریان واقعی از کدام کانال وارد شده‌اند. کمک می‌کند بودجه بازاریابی روی کانال‌های پربازده‌تر خرج شود.
تعداد پیگیری‌های عقب‌افتاده نشان می‌دهد چند فعالیت فروش در زمان مقرر انجام نشده است. برای کنترل نظم تیم فروش و جلوگیری از فراموش شدن فرصت‌ها مهم است.
دلایل شکست معاملات علت از دست رفتن فرصت‌های فروش را ثبت و تحلیل می‌کند. به اصلاح قیمت، پیام فروش، پیشنهاد محصول یا فرایند مذاکره کمک می‌کند.

نقش CRM در مدیریت قیف فروش

مدیریت قیف فروش با اکسل یا حافظه فروشندگان خیلی زود پیچیده می‌شود. وقتی تعداد سرنخ‌ها، تماس‌ها، جلسات و فرصت‌ها زیاد می‌شود، CRM کمک می‌کند همه چیز در یک مسیر شفاف قرار بگیرد.

  • CRM در قیف فروش چه کمکی می‌کند؟
  • ثبت همه سرنخ‌ها در یک سیستم
  • نمایش مرحله هر فرصت فروش
  • یادآوری پیگیری‌های بعدی
  • ثبت تماس‌ها، جلسات و یادداشت‌ها
  • اولویت‌بندی فرصت‌های مهم
  • گزارش نرخ تبدیل هر مرحله
  • نمایش ارزش کل پایپ‌لاین فروش
  • تحلیل دلایل برد و باخت معاملات
  • هماهنگی بین فروش، بازاریابی و پشتیبانی

اگر از CRM24 استفاده می‌کنید، می‌توانید فرصت‌های فروش را در مراحل مختلف قیف مدیریت کنید، سرنخ‌ها را پیگیری کنید، گزارش بگیرید و فعالیت‌های تیم فروش را منظم‌تر ببینید.

اشتباهات رایج در طراحی قیف فروش

زمانی که قیف فروش را طراحی میکنید، مراقب باشید این اشتباهات را انجام ندهید:

۱. یکی دانستن همه لیدها

همه افرادی که فرم پر می‌کنند آماده خرید نیستند. باید بین لید سرد، لید گرم، لید واجد شرایط و فرصت فروش تفاوت بگذارید.

۲. نداشتن تعریف دقیق برای هر مرحله

اگر تیم فروش نداند «فرصت فروش» دقیقاً چه زمانی ایجاد می‌شود، داده‌های قیف قابل اعتماد نخواهد بود.

۳. پیگیری نکردن لیدهای نیمه‌آماده

بسیاری از مشتریان امروز آماده خرید نیستند، اما در آینده ممکن است خرید کنند. اگر استراتژی پرورش سرنخ نداشته باشید، این فرصت‌ها از دست می‌روند.

۴. تمرکز فقط روی جذب لید

لید زیاد همیشه به معنی فروش بیشتر نیست. اگر کیفیت لید پایین باشد یا تیم فروش پیگیری خوبی نداشته باشد، قیف فروش فقط شلوغ می‌شود.

۵. اندازه‌گیری نکردن نرخ تبدیل

بدون عدد نمی‌توانید بفهمید مشکل قیف کجاست. ممکن است جذب خوب باشد اما مرحله دمو ضعیف عمل کند. یا دمو خوب باشد اما پیشنهاد قیمت باعث ریزش شود.

۶. نداشتن هماهنگی بین بازاریابی و فروش

بازاریابی باید بداند چه نوع لیدهایی برای فروش ارزشمندترند. فروش هم باید بازخورد دهد که کدام کانال‌ها مشتری واقعی ایجاد می‌کنند.

و در نهایت

قیف فروش به شما کمک می‌کند مسیر تبدیل مخاطب به مشتری را واضح ببینید. این مدل نشان می‌دهد مشتریان از کجا وارد می‌شوند، در چه مراحلی ریزش می‌کنند، چه زمانی آماده خرید هستند و کدام اقدامات فروش و بازاریابی بیشترین اثر را دارند.

برای ساخت قیف فروش، ابتدا مشتری هدف و مشکل او را بشناسید. سپس مراحل واقعی مسیر خرید را تعریف کنید، برای هر مرحله اقدام مشخص قرار دهید، لیدها را واجد شرایط کنید و نرخ تبدیل هر مرحله را بسنجید.

اگر قیف فروش را در CRM مدیریت کنید، پیگیری‌ها منظم‌تر می‌شود، فرصت‌های مهم از دست نمی‌روند و مدیر فروش می‌تواند بر اساس داده، نه حدس، تصمیم بگیرد.

قدم بعدی این است که مراحل فروش فعلی کسب‌وکار خود را روی کاغذ بنویسید و مشخص کنید هر مشتری از اولین تماس تا خرید چه مسیری را طی می‌کند. همین نقشه ساده، پایه طراحی قیف فروش شماست.

روی نرم افزاری سرمایه گذاری کن که دلیل رشد فروشت باشه با کسب و کارت رشد کنه نیاز به تعویض و مهاجرت نباشه همیشه ماندگار باشه خیالت راحت باشه

دیدگاه خود را بنویسید